الحمدلله
یه بار هم توی آسانسور واساده بودم یه دختری هم سوار شد
اول ساکت بود بعد گفت :چطوری؟
گفتم :الحمدلله....
یه نگاهی به من کردو هندزفری شو جابجا کرد!
هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم در آوردم ادامه دادم
الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله...
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۸/۲۸ ساعت 10:59 توسط ♥asghar♣panahi♥
|
◊ بـِسْمِ اللهِ الرَحْمـטּ الرَحـِيمـْ ◊