اعتراف تلخ خواهی؟دوستت دارم هنوز

گرچه از آغوش بی مهرت بریدم یک زمان

خاطراتت را فلانی پاس میارد هنوز

گاه گاهی با خیالت هم به خلوت میروم

حال میپرسم ز چشمانت هوادارم هنوز

روزگاری در پی م مجنون و شیدا بوده ای

با همان ایام شیرین غرق پندارم هنوز

دیگران با طعنه گاهی از تو صحبت میکنند

وای بر من، بی وفایی را وفادارم هنوز

ماه و سال طی شده از روزگار عاشقی

سالها هم بگذرد من دوستت دارم هنوز

لیک بانو حرفهایم اعترافی بیش نیست

دوست تر دارم غرورم را نگه دارم هنوز....